نگو خيسي چشات ...توي گوشه ي اتاقم
لحظه لحظه گذر عمر...مثل اينه که تو ميري
دونه دونه خاطراتم...تو ميخواي ازم بگيري
نگو مثل بار اول دستم و دوباره خوندي
بين موندن يا نموندن...تو سر دوراهي موندي
نگو خيسي چشاتو ...به کسي نشون نميدي
حيف عمري که تلف شد ....پاي عشقي که نديدي
توي گوشه ي اتاقم...يه سبد دل شکسته
عطر دستاي لطيفت...يه روزي روشون نشسته
فکر اشکامو نکن...چشمامم عادت ميکنه
آسمون به چشم خيسم ...داره حسادت مي کنه
نگو خيسي چشاتو ...به کسي نشون نميدي
حيف عمري که تلف شد...پاي عشقي که نديدي
توي گوشه ي اتاقم...يه سبد دل شکسته
عطر دستاي لطيفت...يه روزي روشون نشسته
نظرات شما عزیزان: